1

وزیر محافظه‌‏کار انبوه فاجعه در آموزش‌‏وپرورش

تا وقتی که بودجه آموزش‌وپرورش به‌طور چشمگیری افزایش پیدا نکند، سخن گفتن از عدالت آموزشی فقط یک هشدار است

هامون سبطی/دبیر کمیسیون آموزش دیده‌بان شفافیت و عدالت

 از همان ابتدا که آقای کاظمی، وزیر آموزش‌وپرورش از برنامه‌های خودشان صحبت کردند و اظهارنظرهایی در ارتباط با چالش‌های شدید حوزه آموزش‌وپرورش پس از اجرای مصوبه کنکوری شورای عالی انقلاب فرهنگی داشتند، متوجه شدیم که ایشان متوجه خطیر بودن اوضاع و بحرانی‌بودن وضعیت آموزشی کشور نیستند، هرچند معتقدیم، وزیر آموزش‌وپرورش خیرخواه است و برای خدمت بر این صندلی تکیه زده‌اند، اما انتظار نداشتیم که او مسبب برخی از شرایط باشد.

با اینکه رئیس‌جمهوری وعده عدالت آموزشی را داده بود، اما شاهدیم که وزیر آموزش‌وپرورش، بیشتر خودش را یک مجری می‌داند که از او سلب مسئولیت شده است. ما سه‌سال پیش به مسئولان عالی‌رتبه کشور گوشزد کرده بودیم که اگر می‌خواهند تحولی در آموزش‌وپرورش ایجاد کنند، قطعاً جایگاه وزیر این حوزه بالاتر از یک مجری صفر باید باشد. باید کسی باشد که بتواند جلوی فاجعه را بگیرد، اگر نمی‌تواند، باید کنار بایستد و اجازه ندهد کسانی که مسبب این فاجعه‌اند، شرایط را به گردن او بیاندازند. آموزش‌وپرورش در شرایط فعلی، در حال فروپاشی است و نیاز به یک تحول بزرگ دارد.

حتی در موضوع توزیع شیر در میان دانش‌آموزان، ساده‌ترین وعده‌ها هم محقق نشد، در برخی مناطق دورافتاده کشور، ما شاهد وضعیت عجیب و باورناپذیری هستیم، درس خواندن دانش‌آموزان در مدارس کپری، کانکسی و… و انتظاری که از رئیس دولت و نماینده او یعنی وزیر آموزش‌وپرورش داشتیم این بود که یک اقدام فوری و جدی در این زمینه انجام دهند، اما دیدیم که او هم دچار سندرم بایدها و نبایدهای مسئولان قبلی است.

بایدها و نبایدها و قوانین را مجلس تعیین می‌کند، ما از وزیر می‌خواهیم بیاید و بگوید که در این مدت چه اقداماتی انجام داده و چه برنامه‌هایی دارد؟ نباید تنها چشم‌اندازها را بیان کرد، باید نیازها، ملزومات و زمان مورد نیاز را اعلام کند. به هر حال اگر هم وزیر تاکنون تلاش‌هایی کرده، ما نتیجه‌ای ندیده‌ایم. آیا این وزارتخانه می‌تواند در مردادماه سال آینده از سه میلیون دانش‌آموزان امتحان سالم و بدون حاشیه‌ای برگزار کند؟ چرا تاکنون تغییر و تحرکی در کتاب‌های درسی ندیده‌ایم؟ متاسفانه شاهدیم که منبع درسی دانش‌آموزان یک کتاب است و آنچه برای کنکور می‌خوانند، کتابی دیگر است.

به‌نظر می‌رسد که در این زمینه سیاست‌گذاری درستی صورت نگرفته است. نمود این کم‌توجهی به مشکلات عمیق و جدی را در ابقای یکی، دو نفر از معاونان وزیر آموزش‌وپرورش دولت قبل شاهدیم؛ معاونانی که باعث اعتراضات به حق معلمان در اسفندماه دو سال گذشته شدند و نتوانستند آزمون‌های نهایی را با دقت و سلامت برگزار کنند. این افراد همچنان در کنار وزیر آموزش‌وپرورش قرار دارند، حداقل انتظار مردم این بود که با تحول در ستاد او، بتوان خون تازه‌ای در رگ‌های حوزه آموزش‌وپرورش دمید، اما هنوز این اتفاق نیفتاده است.

این تحولات می‌توانست اتفاقاتی رقم بزند که ما با آموزش‌وپرورش متفاوتی با سایر دولت‌ها روبه‌رو باشیم که واقعاً اولویت نبود اما با این روند محافظه‌کارانه، چنین امیدی نداریم.  وضعیت آموزش‌وپرورش ما اصلاً طوری نیست که دنبال پروسه‌های زمان‌بر باشیم، وضعیت حادتر از این حرف‌هاست.

ما باید دنبال پروژه‌های عاجل باشیم تا از فروپاشی آموزش‌وپرورش جلوگیری شود؛ منظور از فروپاشی این است که آموزش‌وپرورش و نهاد مدرسه، اعتبار و تاثیرگذاری‌اش را از دست بدهد و خانواده‌های کم‌بضاعت از فرستادن بچه‌هایشان به مدرسه به دلایل زیاد ازجمله کمبود امکانات در مدارس و سدهای بسیار در برابرشان جلوگیری کنند؛ به‌ویژه بعد از مصوبه کنکوری اخیر که دانش‌آموزان مدارس دولتی را ناامید کرده است.

از طرف‌دیگر، خانواده‌های برخوردار هم نهاد مدرسه را جایی برای آموزش‌وپرورش نبینند و به راه‌های موازی برای آموزش بچه‌هایشان رو بیاورند که نمود بارز آن، مهاجرت‌های پیش از دورانِ گرفتن دیپلم است. وقتی این اتفاق بیفتد و اهمیت مدرسه به این سرعت از نگاه خانواده‌ها کم شود، با افزایش ترک‌تحصیل هم مواجه می‌شویم؛ بخشی از آمار ترک‌تحصیل دانش‌آموزان، فقر فرهنگی و مالی نیست، بلکه ناامید شدن خانواده‌ها از نهاد مدرسه است، بنابراین وزیر آموزش‌وپرورش در برابر این فجایع نمی‌تواند فقط یک مجری باشد؛ یا باید برای آنها راهی بیاندیشد یا اگر نمی‌تواند کاری بکند، زیر بار مسئولیت این اتفاقات برود.

وزیر آموزش‌وپرورش باید کارهای فوری‌ای انجام می‌داد؛ در درجه اول اصلاح ساختار آموزش‌وپرورش که اگر ستاد کارآمدی بود وضعیت بهتر از این بود اما ایشان خیلی محافظه‌کارانه در این حوزه پیش رفتند. موضوع بعد، وضعیت ناشایستی است که در مناطق محروم ایران وجود دارد و از این طریق، جلب افکار عمومی و بودجه بیشتر در سال پیش‌رو می‌توانست اتفاق بیفتد، اما در این مورد هم اقدامی از آموزش‌وپرورش ندیدیم. تا وقتی که بودجه آموزش‌وپرورش به‌طور چشمگیری افزایش پیدا نکند، سخن گفتن از عدالت آموزشی فقط یک هشدار است که شاید نمک‌ریختن روی زخم مردم باشد. 

منبع: روزنامه هم‌میهن 5 اسفند 1403 خورشیدی