1

متن کامل سخنرانی پروانه سلحشوری در هفتمین کنگره سازمان معلمان ایران

سلام و عرض و ادب و احترام دارم خدمت عزیزان حاضر، معلمان عزیز، همکاران خودم

سلام ویژه دارم ،

از صحبت‌های دوستانی که حضور داشتند به خصوص استاد گرانقدرمان ]دکتر اسداله مرادی[ که درباره‌ی معلمین و نقش عدالت در معلمی صحبت کردند استفاده کردم و من را به فضای مدرسه و سی سال قبل بردند و به ایشان گفتم ای کاش من این حرف ها را سی سال پیش شنیده بودم و در مدرسه به کار می‌بردم. امیدوارم که همیشه این کارگاه‌‌های استاد برگزار شود و معلمان را آگاه کنند که معلمان؛ آگاهی بخش کل جامعه جوانان و کودکانمان هستند و زیر سایه آن‌ها پرورش پیدا می‌کنند.

آسیب‌هایی که از امت گرایی خوردیم؟!

من حقیقتاً بحثی را که می‌خواستم شروع کنم یک بحث زیربنایی و تاریخی است و امیدوارم کسانی هم که در مجازی هستند حضور داشته باشند. یک بحث کلیدی است که چرا به اینجا رسیدیم؟ و آیا از شرایط کنونی کشور که دکتر زیدآبادی هم درباره‌اش صحبت کردند و مبحث من خیلی به ایشون نزدیک است، و آن این است که دکترین جمهوری اسلامی و ساز و کاری که مشخص کرده است برای اداره کشور چیست؟ اساساً جمهوری اسلامی پاسخ‌هایی که مشخص کرده برای این که کشور را اداره کند چیست ؟ بر همین اساس ما می‌بینیم که اینجا ایستادیم و شرایط کشور این‌ گونه شده است همانطور که در جریان هستید و  آقای زیدآبادی هم گفتند، ما یک مبحث امت گرایی داریم در مقابل ملی گرایی و منافع ملی. در قانون اساسی ما واقعاً به این نکته اشاره شده؛ یعنی در اصل یازده قانون اساسی این بحث مطرح می شود، امت اسلامی داریم و باید در راستای یکپارچگی، انسجام، حمایت حتی همبستگی کشورهای اسلامی و امت اسلامی تلاش کنیم. در مقابل این مفهوم ما مفهوم دیگری داریم به نام ملی گرایی و منافع ملی؛ وقتی که بحث منافع ملی می‌شود و ملت، خب، از یک طرف واژه و مفهوم ملت را داریم  و از طرف دیگر واژه امت را داریم، مفهوم امت فرا سرزمینی است؛ یعنی در چارچوب جغرافیا و مرز نمی‌گنجد و به افرادی گفته می شود که دارای عقاید مشترک هستند، اما درمورد ملت اتفاقاً مفهوم تغییر می‌کند، یعنی ملت چارچوب سرزمینی دارد و مرز مشخص دارد، هویتی دارد که آنها را با هم تعریف می‌کنند، یعنی از نظر تاریخی، بعضاً زبان، افراد با هم مشترک هستند، خب حالا ما می‌بینیم در قانون اساسی ما اشاره به امت می‌شود و در عین حال ملت هم بارها و بارها به آن اشاره شده است اما جمهوری اسلامی به عنوان یک حکومت، چه سیاست بنیادی را برگزیده است که بخواهد اداره کشور و همچنین آن بحث امت گرایی‌اش را ادامه بدهد؟!

ایجاد تنفر به جای عشق و دوستی؟!

متأسفانه، متأسفانه ما می‌بینیم که در این سال‌های اخیر تقریباً این سیاست ادامه داشته است، یعنی این که مفهوم امت، تلاش برای امت ترجیح داده شده به ملت، منافع ملی یک ملت سرمایه‌های یک ملت در راستای تقویت امت خرج شده و همین باعث شده که ما در ابعاد گوناگون یعنی ابعاد سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و همچنین فرا ملی، سیاست خارجی‌مان دچار مشکلاتی بشیم که  مفهوم ملت را دچار چالش می‌کند و بیشتر از هر چیزی مردم را با چالش و زندگی سخت مواجه می‎کند. وقتی که ما امت را اصل می‌گیریم و ملت زیر سایه امت تعریف می شود آن موقع خودمان را در مقابل خیل عظیمی از مسلمانان‌ مسئول می‌دانیم و هدف را همبستگی در آن حوزه می‌بینیم.

خب، اگر ما روز قدس اعلام می‌کنیم؛ هفته وحدت اعلام می‌کنیم، پایگاه اجتماعی  تشکیل می دهیم برای مسلمان، از نظر علمی، این‌ها کارهای خوبی است، می‌شود ادامه داد، اتحادی می‌توانیم به وجود بیاوریم، اما آیا وقتی سرمایه‌های مالی یک کشور را اختصاص می‌دهیم و در کشورهای دیگر  خرج می‌کنیم تا در آن کشورها محور مقاومت ایجاد بشه و برای محور مقاومت هزینه بشه، خب منابع و سرمایه یک کشور محدود است ، این منابع اگر قرار باشد در کشور دیگری خرج بشود چی باقی می‌ماند، آنچه باقی می‌ماند همین است که امروز شاهد آن هستیم. در نتیجه همان می شود که اتفاق افتاده است و شما می‌بینید؛ ما در حوزه سیاست خارجی که آقای زیدآبادی صحبت کردند در حال حاضر به شدت با مشکل مواجه شدیم، چرا ؟ چون بنام این که  بنام امت و برای مسلمانان می خواهیم این انسجام و یکپارچگی را ایجاد کنیم، دخالت ما در کشورهای دیگر باعث شد همان کشورها از ما گریز داشته باشند، هم کشورهای دیگر در مقابل ما بخواهند بايستند و هم مردم داخل کشور خودمان نیز واقعاً تحت فشار قرار بگیرند. الان شما می‌بینید در کشورهایی که ما حضور پیدا کردیم مردمان خود آن کشورها بعضاً از ما بیزارند. اسم یک ایرانی که میاد فرار می‌کنند. من تجربه شخصی خودم هست. یکبار رفته بودیم مأموریت خارج از کشور، جایی بودیم. یک دفعه دو تا عرب آمدن و نمی‌دونم هم از کجا بودن چون دیدن من با چادر ایرانی هستم؛ آنقدر این‌ها به من حرف زدن که شما کشورهای ما را نابود کردید، شما دخالت کردید، شما مردم سرزمین ما را از بین بردید یعنی آن خصم و دشمنی واقعاً در چهره آنها دیده می‌شد. حالا حساب کنید حتی اگر که مأموریتی در قانون اساسی داده شده؛ نگفته بروید منابع مالی را در آنجا خرج کنید. ما چه کارکردیم که بجای همبستگی دشمنی را ایجاد کردیم؟! به جای عشق و دوستی تنفر ایجاد کردیم!!

 الان مردم فلسطین در شرایط بسیار سختی به سر می‌برند اما شما از ایرانی ها بپرسید؛ واقعاً عجیبه؛ بعضی اوقات آدم میبینه به جای این که ما دلمون بسوزه برای مردم غزه، به جای این‌که ناراحت باشیم برای اتفاقاتی که برای این مردم افتاده، بعضاً بعضی از مردم ما اساساً هیچ احساس همدردی ندارند نه تنها، بدشون هم ممکنه بیاد از اون‌ها؛ چرا؟!  چون ما این تنفر را در سیستم و رویکردی که داشتیم ایجاد کردیم.

تحقیر و کوچک انگاری هویت ملی؟!

خب این یک نکته که ما اومدیم این را به وجود آوردیم، نقد این رویکرد هست که ایجاد شده. دوم در بحث فرهنگی ما خب بجای اینکه هویت ملی را بخواهیم بها بدهیم، زبانی که داریم، زبان‌های مشترکی که داریم، شعر، ادبیات، تاریخ مشترک، چیزی که ما را به هم وابسته کنه، متعلق کنه، یک همبستگی ایجاد کنه با تکیه بر امت گرایی و عقیده و بعضاً فقط تکیه بر اسلام، باعث شدیم این رشد نکنه. حتی مقابله شد با این موضوع. شما می‌بینید وقتی برای کوروش مردم می‌خواهند جمع بشوند جایی، تجمعات بررسی میشه و اجازه داده نمی‌شه. شما می‌بینید تاریخ ما را به  گونه دیگه‌ای نوشته می‌شه. به جای این که به گذشته خودمون افتخار کنیم، اون گذشته را پاک کردیم. شما می‌بینید بعضی از مسؤلان در گذشته گفتند ما ۱۴۰۰ سال تاریخ داریم. در حالی که برای ما تاریخ این نبوده، مسأله این هست.

با گرفتن هویت ملی و تأکید بر هویت اسلامی که جزیی از هویت ماست؛ قطعاً هست و باید اون هم باشه، ما چکار کردیم، جوانان ما متأسفانه با این قشر، با این نحوه برخورد ایدئولوژیک اسلام را به آن صورت نپذیرفتند. تحقیقات مختلف حکایت از این داره که دین گریزی شایع هست، حتی دیگه یک زمانی می‌گفتیم جوانان و نوجوانان، الان دیگه از اون هم عبور کرده، اما ضربه‌ای که خوردیم این بود نه تنها به دین وابسته نشدند، ما از هویت ملی هم بیگانه شدیم. جوانان ما افتخاری ندارند، هیچ وابستگی به اون هویت ملی که باید داشته باشند، ندارند. آموزش دیده نشده و در صحنه جهانی که جهانی شدن الان وجود دارد، ما می بینیم که حتی خود ما استان های آمریکا را بهتر از استان های خودمون می‌شناسیم، شهر های خارجی را بهتر از شهرهای خودمون می‌شناسیم، چرا این گونه شد، به خاطر سیاست‌هایی که اساساً ملت نادیده انگاشته شد. به خاطر نادیده گرفتن ملت بود که ما الان معلمان‌مون مشکل اقتصادی دارند، و سایر اقشارمون، آن ها نادیده گرفته شدند، بودجه‌هایی که خرج داخل کشور باید می شد این بودجه ها به جای دیگر رفت. مگر منابع چقدر که بتونیم تأمین کنیم.

تحریم  و شرایط سخت زندگی مردم؟!

خب این سیاست ها در عرصه اقتصادی منجر به چی شد، منجر به تحریم. تحریم ها موجب این شد، اقتصاد ایران روز به روز وابسته تر و در انزوا قرار گرفته بشه و به فروپاشی نزدیک بشه. الان در حوزه سیاست خارجی چه شد. به گونه ای شد که ما را این قدر گوشه رینگ بردند که الان برای مذاکره سخت ترین شرایط را برای ما تعیین کردند. شما حساب کنید اون موقع که ما مجلس بودیم برجام پیروز شده بود و نمایندگان اون دوره برجام را چکار کردند؟ آتش زدند. همون ها هم در دوره‌های بعد دنبال تسهیل برجام بودند. چرا سیاست‌هایی که فقط بر اساس منفعت گرایی هست. فقط به خود و بنام دیگری نخواد تموم نشه و چه شد نتیجه‌اش . نتیجه‌اش این شد که الان در حال حاضر شاهد انزوای سیاسی ایران، شاهد فروپاشی اقتصادی ایران و شاهد ملتی هستیم که الان شما می بینید خیلی ایران ایران می کنند. الان تو رادیو اسم ایران میاد، موسیقی های در مورد ایران میاد، یعنی این که مردم دیگه به ما باور ندارند. الان در کوچه و بازار می شنویم مردم می گن همون‌هایی که خرجشون کردن، اگه جنگه بشه، برن جنگ.

من خودم شاهد بودم، چندین روز به این فکر می کردم که یکنفر به من گفت کاش اسرائیل ایران را بزنه. وای به ما که به چنین شرایطی رسونده شدیم. به شرایطی ما را رسوندن که راضی به نابودی کشور خودمون بشیم. برای این که احساس می کنیم اون قدر نابود شده، اون قدر به نابودی کشونده شده که به این جا رسیدیم. جمهوری اسلامی اگر هر چه زودتر بجای این که از دیگران دعوت کنه بیان ایران و ملت را نادیده بگیره. این ملت احساس تعلق به این حکومت متاسفانه نداره. و من همین جا ذکر کنم متاسفانه متأسفانه صحبت های روز ۲۵ بهمن آقای پزشکیان را حداقل انتظار نداشتیم که غیر دیپلماتیک باشه. ایشون یک فرد تحصیل کرده است. اون جور ادبیاتی که در صحبتاشون بکار بردند، مایه دل سردی خیلی ها شد. میتونستن از موضع قدرت صحبت کنند ولی با ادبیات غنی نه با ادبیات توهین‌آمیز. دلسردی مردم همان اقلیتی که به ایشون رای دادند باز می‎تونه در این شرایط برای کشور خطرناک باشند.

سخت گیری حاکمیت با مردم؟!

من امروز یادی بکنم و از همزمانی ۲۵ بهمن با سالگرد حصر میرحسین موسوی، زهرا رهنورد و شیخ مهدی کروبی که ۱۴ سال تمام  در حصر بودند. پویشی که امروز راه افتاده بود برای این که بتونند این درخواست رفع حصر را داشته باشند، متاسفانه با برخوردهای تند حکومتی مواجه شد. شما دقت کنید در شرایطی که بیشترین نیاز به حفظ انسجام ملی هست و پالس خیلی راحتی از اون سه نفر انسان‌هایی که مسن هست، هر لحظه ممکنه جانشون را از دست بدهند. آزادی آن ها چه ضربه‌ای به آن ها خواهد زد. هیچ، به جز این که مرهمی برای مردم باشه، زخمی به این ها میزنه. من نمی‌دونم چرا حکومت این قدر نسبت به مردم خودش سخت گیره. نمی‌دونم این حکومت چرا این قدر بی مهابا، بی مهابا تند میره، در جایی که بیشترین نیاز به این مردم داره. اگر چه خیلی از اون‌ها فرزندانشون در خارج از کشور هستند. سرمایه‌هایی در حساب‌هایی بانکی خارج از کشور دارند ولی این را بدانند که هر آسیبی به این کشور وارد شه، خود اون ها هم در این دخیل هستند. و الان در این شرایط بغرنج آزادی زندانیان سیاسی، آزادی محصورین و همچنین آن چه باقی مانده از اقتصاد این کشور، وضع مالی این کشور برگردانند به مردم. الان دیگه اون ایده امت گرایی جواب نمی‌ده. سوریه رفت، یمن رفت. می گفتن بقیه نادان هستند، می گن مردم خودتون رو حفظ کنید. اگر این مردم هوادار شما باشند. شما واقعاً می توانید آینده خوبی داشته باشید ولی چنین کاری نکردند. حداقل الان عقلانیت به خرج بدهند. هر روزی که زودتر بر ایده های عقلانی و نظرات صاحب نظران برگردند و از لج بازی دوری کنند. اون روز برد هم برای آن‌هاست و هم برای ملت ایران. امیدواریم ما ملت ایران باقی بمانیم. امیدواریم دشمنان ما چه در داخل و چه در داخل موفق نشند و انشاالله که روزهای خوبی در پیش رو باشه. امید بذر هویت ماست.

لازم به ذکر است کنگره هفتم سازمان معلمان 25 بهمن در تهران برگزار شده بود.